خبرگزاری البرز نیوز، گروه استانها – حمیدرضا عبدالمنافی: هیئت جوانان حضرت علیاکبر(ع) در محله کوی کارمندان جنوبی سهراه گوهردشت کرج، از نذر یک مادر در سال ۱۳۷۰ شکل گرفت و امروز با ۱۴ علم و خادمانی از سه نسل، شبهای محرم را زنده نگه میدارد.
ساعت نزدیک به ۹ شب است و کوچه کوی کارمندان جنوبی در سهراه گوهردشت، غرق در چراغانی محرم است. پرچمهای یا حسین و کتیبههای سیاه از دیوارهای کوچه آویزان شده و علمها بیرون از خانهای که میزبان هیئت است، روی دیوار تکیه دادهاند. سر کوچه، ایستگاه صلواتی برپاست؛ جوانانی استکانهای چای و لیوانهای شربت را میان رهگذران و عزاداران دستبهدست میکنند.
کنار دیوار خانه، صندلیهایی چیده شده که زنان و مردان و اهالی محله روی آن نشستهاند و رفتوآمد شب را تماشا میکنند. هر از گاهی، دستههای زنجیرزنی و سینهزنی هیئتهای کوچههای همجوار، برای عرض ارادت و ادای احترام مقابل همین خانه میایستند و دقایقی عزاداری میکنند، پیش از آنکه به مسیر خود ادامه دهند.
بوی اسپند و دود در هوای کوچه پیچیده و صدای ضربههای آرام طبل از داخل خانه به گوش میرسد؛ همانجا، چند جوان مشغول آمادهکردن علمها برای مراسم شب هستند.
در میان همین رفتوآمد، میکائیل کشاورز، پدر سالخورده بانی هیئت، کنار در خانه نشسته و با دستگاه کارتخوان، نذورات نقدی اهالی محل را دریافت میکند؛ تصویری که نشان میدهد این خانه ساده، سالهاست به ستون اصلی عزاداری محرم در این محله بدل شده است.
نذر یک مادر آغاز یک هیئت
حسین کشاورز، بانی هیئت، داستان شکلگیری آن را از زمانی روایت میکند که خودش دانشآموز کلاس اول دوره راهنمایی بود. او در آن سال به بیماری سختی مبتلا میشود، تا جاییکه مادرش بر بالین او نذر میکند: «اگر حسین خوب شود، هیئتی برپا میکنیم و نامش را علیاکبر میگذاریم.»

به گفته کشاورز، صبح روز بعد بدون هیچ نشانهای از بیماری از تخت بیمارستان پایین میآید: هیچ دردی نداشتم. پرستار باور نمیکرد که خودم میخواهم بروم مدرسه.
هشت ماه بعد، با فرارسیدن محرم سال ۱۳۷۰، او و چند همبازیاش با چادرهای مادرانشان در پارکینگ خانه، نخستین جلسه هیئت جوانان حضرت علیاکبر(ع) را برپا میکنند.
کشاورز میگوید نقطه عطف رشد هیئت، حضور غریبانه یک نوجوان ایرانیتبار ساکن خارج از کشور بود که پس از بازگشت خانوادهاش به ایران، در یکی از همان شبها به جمع آنها پیوست: «فارسی بلد نبود، ولی خوشش آمده بود. پدرش پرسید بزرگ هیئت کیست، کمک میکنم.» از سال بعد، داربست و چادر و علم خریداری شد و بزرگان و جوانان محله به جمع پیوستند.
از یک علم تا چهارده علم
امروز هیئت جوانان حضرت علیاکبر(ع)، سیوپنج سال پس از تأسیس، نزدیک به ۱۴ علم دارد و به گفته میکائیل کشاورز ، ترکیب سنی اعضای آن بیشتر نوجوان و جوان است؛ نکتهای که خودش آن را یکی از برکات هیئت میداند: همسایهها و اهالی محله همیشه نگاه خوبی به ما داشتهاند، چون هیچوقت جانبداری نکردیم. زیر بیرق امام حسین، فقط امام حسین.
وی به سالهای سختی هم اشاره میکند که هیئت همچنان برپا ماند؛ از دوران کرونا و برفی به ارتفاع نیم متر که حدود ۲۰ سال پیش آمده بود که بازهم اهالی محله پای مراسم حاضر شدند.
حاج آقا کشاورز بهویژه از محرم سال گذشته یاد میکند؛ روزهایی که جنگندههای رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۱۲ روزه، پادگان سپاه امام حسن مجتبی علیهالاسلام استان البرز در همسایگی تکیه را هدف حملات هوایی قرار دادند و بیش از ۷۰ نیرو در آن تجاوز وحشیانه به شهادت رسیدند. به گفته کشاورز، با وجود این فاجعه، مردم محله باز هم پای مراسم عزاداری حاضر شدند و هیئت فعال بود.
سیوسه سال زیر سنگینی علم
محمد زنگنه، از علامتکشهای قدیمی هیئت جوانان حضرت علیاکبر(ع)، از سال ۱۳۷۲ تاکنون، یعنی ۳۳ سال است که علم حضرت ابوالفضل(ع) را بر دوش میکشد.
او سنگینی کار را انکار نمیکند: « علم سنگین است، دستم درد میگیرد، اما این عشق امام حسین است که عشق دیگری است.»

زنگنه میگوید بارها شاهد بوده که مردم برای ادای نذر از ساعات اولیه صبح، حتی پیش از ساعت ۵، در محل هیئت حاضر میشوند تا زیر علم حاجت بگیرند.
قصابی که نذرش را به یاد میآورد
اکبری، قصاب هیئت که از سال ۱۳۷۳، یعنی ۳۲ سال است گوشت نذورات را آماده میکند، روایت دیگری از پیوند خانوادهاش با این مراسم دارد. او میگوید پیش از تولد پسرش، پزشکان نگرانیهایی درباره سلامت جنین مطرح کرده بودند که با خانواده در میان گذاشته نشده بود.
به گفته اکبری، شب عاشورا همسرش بیدلیل گریه میکرد و آن را به مراسم علمبرداری پیوند میداد؛ صبح روز بعد، در معاینه پزشکی، نشانهای از مشکل گزارششده دیده نشد.
خانهای که از عشق امام حسین زنده مانده
برای خانواده کشاورز، این خانه دیگر صرفاً محل سکونت نیست؛ هر گوشهاش، از پارکینگی که نخستین چادر عزا را به خود دید تا دیوارهایی که حالا میزبان علمهای حضرت ابوالفضل(ع) است، یادآور همان نذریست که سیوپنج سال پیش جان یک کودک را نجات داد.
روایتهایی که اهالی محله از حاجتروایی نقل میکنند، از بهبود ناگهانی یک بیماری حاد تا خوابی که به گفته یک پدر، سالها بیفرزندی را به پایان رساند، در ذهن این خانواده بهعنوان نشانههایی از همان عنایتی دیده میشود که هیئت را حتی در سختترین روزها، از جمله روزهای پس از حمله به پادگان همسایه، بر پا نگه داشته است.

شاید همین معجزات کوچک و بزرگ است که میکائیل کشاورز را هر شب محرم کنار در خانه مینشاند، و پسرش حسین را وامیدارد بعد از سیوپنج سال هنوز با همان شور روز نخست از علیاکبر(ع) بگوید.
برای این خانواده، هیئت جوانان حضرت علیاکبر(ع) نه یک رسم سالانه، که بدهیای عاشقانه است که هر سال، با برپایی دوباره تکیه و علمها در همین کوچه، اندکی از آن ادا میشود.
کشاورز در پایان به آنچه «یکی دیگر از کرامات و برکات دستگاه سیدالشهدا(ع)» توصیف کرد، اشاره کرد و گفت: چند ماه پیش خواب مرحوم مادرم را دیدم. ایشان در خواب به من گفت که بر سر سفره حضرت اباعبدالله الحسین(ع) حضور داشته و در همان مجلس، حضرت علیاکبر(ع) به او بشارت دادهاند که بهزودی صاحب نوه خواهد شد.
وی افزود: سالها از نعمت فرزند محروم بودم، اما امسال به لطف خداوند و عنایت اهلبیت(ع)، صاحب فرزند شدم و این اتفاق را از برکات و الطاف دستگاه امام حسین(ع) میدانم.
منبع خبر: مهر نیوز






